شبهای میگون
یاد آن روزی که در میگون حیاطی داشتیم*
کودکی بودیم ز جان و دل نشاطی داشتیم
مادری دریا دل و بخشنده موجی چون پدر
ساحلِ عشقی و مهرانه بساطی داشتیم
هفت بلبل بر چنار عشق بود و ما در آن
قهوه خانه با عمو ، چای و نباتی داشتیم
معرفت معیار مهر و بامرامی بود و ما
تیپِِ قیصر میزدیم و عشقِ لاتی داشتیم
ساده بودیم و به دور از مکر و تزویر و ریا
گاه گاهی قهر های بی ثباتی داشتیم
بانگِ محزونِ موذّن پخش میشد در فضا
ظهر و شب مسجد به میل خود صلاتی داشتیم
سیبِِ شمرانی و امرود و سماور ، چای داغ
عصرها پای درختان ، سور و ساتی داشتیم
با صدایِ گرمِ "تاجیک" و نوای "مرضیه"**
در دلِ "شبهای میگون " خاطراتی داشتیم
در زمستان زیر کرسی ، شب نشینی ، شب چره
بارش سنگینِ برف و مشکلاتی داشتیم
رفت آن تصنیفِِ زیبا ، کو بهارِ کودکی
پشتِ بارانیِ چشم ، تصویر ماتی داشتیم
#مهناز_الله_وردی_میگونی
*با تشکر از دوست و استاد بزرگوارم "شهراد میدری" که اجازه داده اند از مطلع شعر زیبایشان استفاده کنم
**تاجیک : امان الله تاجیک که آهنگ خاطره انگیز "میگون" را اجرا کرد. برای گوش دادن به این اهنگ لینک زیر را بزنید
http://www.irmp3.ir/play/4925/
